معانی کلمه : بالشتک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بالش کوچک.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
بالشتک (حشره). بالشتک (حشره) (نام علمی: Pulvinaria) نام یک سرده از تیره شپشک های نرم است.
wiki: بالشتک (حشره)
مترادف و متضاد
padding (اسم)
لفاف، لایه، بالشتک، لایه گذاری، له سازی، لگد مالی
pincushion (اسم)
بالشتک، سنجاق گیر، جا سنجاقی
فرهنگستان زبان و ادب
{pulvinus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] قاعدۀ متورم دُمبرگ یا دُمبرگچه
{rail pad, pad} [حمل ونقل ریلی] لایه ای لاستیکی که بین ریل و زینچه قرار می گیرد
{rail pad, pad} [حمل ونقل ریلی] لایه ای لاستیکی که بین ریل و زینچه قرار می گیرد
