Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بال

تلفظ بین المللی : /bˈɑl/ تلفظ :‌ [b'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • بال البرت
  • بال توری ها
  • بال جان
  • بال شهر
  • بال غشاییان
  • بال فردیناند
  • بال لاکی
  • بال لوسیل
  • بال متحرک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بال . (اِخ ) ناحیه ای که در دشت های وسطای ساحل رودخانه ٔ رن قرار گرفته و بنام مرکز آن «شهر بال » خوانده میشود.

بال . (ترکی ، اِ) عسل . (برهان قاطع). در ترکی به معنی عسل و ماءالعسل است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).عسل . (اوبهی ) (فهرست مخزن الادویه ) (غیاث اللغات ).

بال . (اِ) زلف کوتاه زنها. (از فرهنگ شعوری ج ...

فرهنگ عمید

بالن#NAME?

خاطر؛ خیال.

بالیدن#NAME?

۱. مجلس رقص؛ محل رقص.
۲. رقص.

۱. (زیست‌شناسی) عضو متحرک بدن پرندگان و حشرات که با آن پرواز می‌کنند.
۲. بخشی مسطح در دو طرف هواپیما که موجب نگه داشته شدن هواپیما در آسمان می‌شود.
۳. (زیست‌شناسی) دست و بازوی انسان، از شانه تا سرانگشت.

۱. مجلس رقص، محل رقص.۲. رقص.= بالنخاطر، خیال.۱. (زیست شناسی ) عضو متحرک بدن پرندگان و ...

فرهنگ معین

[ ع . ] ( اِ.) خاطر، دل ، جان .

( اِ.) اندام پرواز در پرندگان ، حشرات و خفاش .

[ ع . ] ( اِ. ) خاطر، دل ، جان .
( اِ. ) اندام پرواز در پرندگان ، حشرات و خفاش .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:بازل، شهر
wikijoo: بال

فرهنگ فارسی

شهری در سویس کرسی کانتون واقع در ساحل رود رن ۲۳۴ / ۹٠٠ سکنه . تجارت آن قابل توجه صنعت ابریشم و روبان ماشینهای نساجی مصنوعات شیمیایی و دارو سازی .
( اسم ) رقص محل رقص .
نام شهری در سوئیس

دانشنامه عمومی

بال اندام پروازی در جانورانی است که توانایی پرواز دارند. این معنا به ابزار بلند شدن از زمین در ماشین های با توانایی پرواز ساخته دست بشر نیز گسترانده شده است. نوع بال در انواع پرندگان متفاوت است.بال برندگان از گونه های پر متفاوتی تشکیل شده است.در زبان پهلوی بدان بالَگ می گفتند.مکانیک پرواز، نوشته مهندس صدرائی، انتشارات دانشگاه امام حسین.wiki: دهانه برخوردی در ماه است.این دهانه ۷ دهانه اقماری دارد.w...

نقل قول

بال اندام پروازی در جانورانی است که توانایی پرواز دارند. این معنا به ابزار بلند شدن از زمین در ماشین های با توانایی پرواز ساخته دست بشر نیز گسترانده شده است.• نشانه شناسی:بال پیش از هرچیز نماد پرواز است. نماد سبکی، از جمسیت خارج شدن و آزاد شدن، حال روح و مادهٔ روحانی هرچیزی که باشد. بال گذر به جسم اثیری است.»• «سنت های شرق دور، شمنی، شرق یا غرب، چه مسلمان باشند چه یهودی یا مسیحی، همگی در مورد این ...

گویش مازنی

عضو پرواز پرندگان است که به کنایه به دست انسان نیز گفته می ...

/baal/ عضو پرواز پرندگان است که به کنایه به دست انسان نیز گفته می شود

گویش اصفهانی

تکیه ای: bâl
طاری: bâl
طامه ای: bâl
طرقی: bâl
کشه ای: bâl
نطنزی: bâl

گویش بختیاری

1. بال؛ 2. آستین؛ 3. بازو. bâl-e piran-om derda>:آستین پیراهنم پاره شده است؛ bâl-e arus-e beger:بازوى عروس را بگیر> .

مترادف و متضاد

نهنگ

پر، جناح

بالن، وال

باله، مجلس‌رقص

اندیشه، حال، دل، خاطر

۱. پر، جناح
۲. اندیشه، حال، دل، خاطر
۳. باله، مجلسرقص
۴. بالن، وال
۵. نهنگ

wing (اسم)جناح، شاخه، شعبه، بال، پره، بال مانند، گروه هوایی، زائده حبابی، زائده پره دار، دسته حزبی، قسمتی از یک بخش یا ناحیهwhale (اسم)نهنگ، بال، بالن، وال، قیطسball (اسم)توپ، بال، گلوله، گوی، توپ بازی، ر...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] بآل. معنی بَالُ: حالت - وضعیت -قصهمعنی جَنَاحَ: بال - دست - بازومعنی ﭐخْفِضْ جَنَاحَ: بسیار تواضع کن - زیر پر و بال بگیر(کلمه خفض جناح در عبارت "وَﭐخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ ﭐلذُّلِّ مِنَ ﭐلرَّحْمَةِ " در اصل به معنی پر و بال گستردن است ولی کنایه است از مبالغه در تواضع و خضوع زبانی و عملی ، و این معنا از همان صحنهای گرفته شده که جوجه با...معنی وَبَالَ: سنگینی نامطلوب چیزی - کیفر("و با...

واژه نامه بختیاریکا

آستین
دست اوردن به بال کسی
زِ بال
طرف؛ کناره
کرانه
یَه بال رَو
با؛ وال ( وا له )

فرهنگستان زبان و ادب

{flange} [مهندسی عمران] قسمتی از سطح مقطع تیر که در بالا و پایین تیر قرار می گیرد و نقش اصلی آن مقاومت در برابر خَمش است
{wing} [هنرهای نمایشی] هریک از فضاهای کنار صحنه که از دید تماشاگر پنهان است

کلمات مرتبط

  • بال البرت
  • بال توری ها
  • بال جان
  • بال شهر
  • بال غشاییان
  • بال فردیناند
  • بال لاکی
  • بال لوسیل
  • بال متحرک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات