بافضل . [ ف َ ] (ص مرکب ) (از: با + فضل ) برتر.
بافضل . [ ف َ ] (اِخ ) ابن علوی . رجوع به باعلوی حسینی حضرمی شود. (معجم المطبوعات ).
بافضل . [ ف َ ] (اِ مرکب ) (از: با مخفف ابا: حالت نصبی ابو، و فضل در تداول فارسی زبانان ) و آن کنیه ای بوده است اشخاص را.