معانی کلمه : باغی
لغت نامه دهخدا
باغی . (ص نسبی ) (اِخ ) منسوب به باغ از دهات مرو. (از الانساب سمعانی ).
باغی . (اِخ ) اسماعیل باغی از روات و از مردم باغ است از دهات مرو، و از فضل بن موسی روایت دارد. (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. ظالم.
۲. سرکش، نافرمان، گردنکش.
۲. سرکش، نافرمان، گردنکش.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) سرکش ، نافرمان . ج . بغاة .
فرهنگ فارسی
خواهنده، جوینده، سرکش، نافرمان، گردنکش
( اسم ) ۱ - سر کش نافرمان گردنکش . جمع : بغاه .
دهی از بوشهر
( اسم ) ۱ - سر کش نافرمان گردنکش . جمع : بغاه .
دهی از بوشهر
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
سرکش، نافرمان، یاغی، ظالم ≠ رام، فرمانبردار
۱. سرکش، نافرمان، یاغی، ظالم ≠ رام، فرمانبردار
۲. بستانی، بوستانی ≠ صحرایی، بیابانی
garden (صفت)
باغی، بستانی
