معانی کلمه : باعرضه
لغت نامه دهخدا
باعرضه. [ ع ُ ض َ / ض ِ ] ( ص مرکب ) ( از با + عرضه ). کاربر. با جربزه. با کفایت.
فرهنگ معین
(عُ ض ِ ) [ فا - ع . ] (ص . ) دارای عرضه . مق . بی عرضه .
فرهنگ فارسی
کاربر باجربزه
مترادف و متضاد
باجربزه، بالیاقت، باهمت، جراتمند، عرضهدار، عرضهمند، لایق ≠ بیعرضه، بیکفایت، نالایق
