باصره. [ ص ِ رَ ] ( ع اِ ) باصرة. چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). دیده. عین. بصر. || در تداول دانشهای حکمت و روانشناسی آن است که حیوان با آلت چشم بدان اشکال و الوان را درک کند و فرق میان سیاهی و سبزی و سرخی و جز آن و درازی و کوتاهی و دوری و نزدیکی و نور و ظلمت بدان کند.( یادداشت مؤلف ). بینایی. ( ناظم الاطباء ) ( لغات مصوبه فرهنگستان ایران ). قوت بینایی. ( آنند...