Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باسمه چی

تلفظ بین المللی : /bˈɑsme tʃˈi/ تلفظ :‌ [b'Asme tS'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • میرزا اسدالله باسمه چی
  • بسمه چی
  • بسمه چی هروی
  • باسمهچی
  • چیلدرن او بادم
  • باسماچیان
  • باسماچی ها
  • باسمه
  • باسمه زنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باسمه چی. [ م َ / م ِ ] ( ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) طابع. چاپچی. کارگر چاپخانه. آنکه مباشر کار چاپ و طبع میباشد. ( ناظم الاطباء ). متصدی عمل باسمه : صاحبجمع کتابخانه پنجاه تومان مواجب و از باسمه چی و زرکوب و کاغذگر و مقراض گر و مذهب ، بلاتشخیص مبلغ، رسوم داشته. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 71 ). و رجوع به باسمه شود.

فرهنگ عمید

کارگر چاپخانه که اوراق را چاپ می کند، چاپچی.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) آنکه مباشر کار چاپ باشد چاپچی مطبعه چی .

کلمات مرتبط

  • میرزا اسدالله باسمه چی
  • بسمه چی
  • بسمه چی هروی
  • باسمهچی
  • چیلدرن او بادم
  • باسماچیان
  • باسماچی ها
  • باسمه
  • باسمه زنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات