Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باسعود

تلفظ بین المللی : /bˈɑsʔuːd/ تلفظ :‌ [b'As?u:d]
لغت نامه دهخدا
  • باسعیدو اسکله
  • باسعادت
  • باسرود
  • باسعیدان
  • باسعیدو
  • اسکله باسعیدو
  • باسوود ویسکانسین
  • قالوی رسول اقاقالوی باسودلان
  • انتیگوا و باربودا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باسعود. [ س ُ ] ( اِخ ) کنیت ابوالحسن خرقانی رحمةاﷲ علیه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) :
تا یکی روزی بیامد با سعود
گورهارا برف نو پوشیده بود.
مولوی.
و این از تصرفات ایرانیان در کنیه های تازی است که ابا و ابورا بصورت ( با ) و ( بو ) می آورند. رجوع به ابوالحسن خرقانی شود.

کلمات مرتبط

  • باسعیدو اسکله
  • باسعادت
  • باسرود
  • باسعیدان
  • باسعیدو
  • اسکله باسعیدو
  • باسوود ویسکانسین
  • قالوی رسول اقاقالوی باسودلان
  • انتیگوا و باربودا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات