معانی کلمه : باسط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گستراننده، گشاینده، فراخ کننده، فراخی دهنده.
۲. (اسم، صفت ) از نام های خداوند.
۲. (اسم، صفت ) از نام های خداوند.
فرهنگ معین
(س ِ ) [ ع . ] (اِفا. ) گستراننده ، فراخی دهنده .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اسم فاعل از بسط گستراننده، گشاینده، فراخ کننده، فراخی دهنده
( اسم ) ۱ - گستراننده گسترنده فراخ کننده . ۲ - ( اسم ) از نامهای خدا چه فراخ میگیرد روزی را بر هر که خواهد .
( اسم ) ۱ - گستراننده گسترنده فراخ کننده . ۲ - ( اسم ) از نامهای خدا چه فراخ میگیرد روزی را بر هر که خواهد .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bāset) (عربی) (در قدیم) بسط دهنده ، گسترش دهنده ، از نامهای خداوند .
اسم: باسط (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: bāset) (فارسی: باسِط) (انگلیسی: baset)
معنی: توسعه دهنده، گسترش دهنده، از نام های پروردگار، ( در قدیم ) بسط دهنده، از نامهای خداوند
معنی: توسعه دهنده، گسترش دهنده، از نام های پروردگار، ( در قدیم ) بسط دهنده، از نامهای خداوند
