Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باسط

تلفظ بین المللی : /bˈɑset/ تلفظ :‌ [b'Aset]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • باسط در قران
  • محمد باسط درازهی
  • ماهیچه باسطه
  • خانقاه باسطیه
  • باسطه
  • باسطوس
  • باسطی
  • باسطیوس
  • تپه های شمال شرق باسطیه 074
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

باسط. [ س ِ ] ( ع ص ، اِ ) فراخ کننده. ( منتهی الارب ). اسم فاعل از بَسط. فراخی دهنده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). فراخ کننده روزی. ( مهذب الاسماء ). || گسترنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گستراننده. ( مهذب الاسماء ) : و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید ( قرآن 18/18 )؛ و سگشان گستراننده بود دو ساعدش را به آستانه در غار. ( از منتهی الارب ). || یکی از نامهای خدای تعالی بدان جهت که فراخ میگرداند رزق را ب...

فرهنگ عمید

۱. گستراننده، گشاینده، فراخ کننده، فراخی دهنده.
۲. (اسم، صفت ) از نام های خداوند.

فرهنگ معین

(س ِ ) [ ع . ] (اِفا. ) گستراننده ، فراخی دهنده .

دانشنامه آزاد فارسی

باسِط(به معنی گسترنده، پراکننده و فراخ کننده، دربرابر قابض) باسط چونان قابض در ارتباط با خالق و نیز در ارتباط با خلق تفسیر می شود: ۱. در ارتباط با خالق از اسماء الحُسْنی است و بسط و قبض اوّلاً، به نظر متکلمان، به معنی بخشیدن و بازگرفتن روزی ها، نعمت ها، روان ها و زندگی ها و نیز به معنی فراخ کردن و تنگ کردن روزی ها و دل های بندگان است تا در پرتو فراخی و گشادگی دل، ره به حقیقت برند و به سبب تنگی دل،...

فرهنگ فارسی

اسم فاعل از بسط گستراننده، گشاینده، فراخ کننده، فراخی دهنده
( اسم ) ۱ - گستراننده گسترنده فراخ کننده . ۲ - ( اسم ) از نامهای خدا چه فراخ میگیرد روزی را بر هر که خواهد .

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: bāset) (عربی) (در قدیم) بسط دهنده ، گسترش دهنده ، از نامهای خداوند .

اسم: باسط (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: bāset) (فارسی: باسِط) (انگلیسی: baset)
معنی: توسعه دهنده، گسترش دهنده، از نام های پروردگار، ( در قدیم ) بسط دهنده، از نامهای خداوند

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] الباسِط، در مقابل القابض، از نام های خداوند که باهم یا جداگانه، عیناً یا به اشتقاق، در قرآن کریم و احادیث و ادعیه ذکر شده است.بسط به معنای پهن کردن و گستردن است و بِساط به معنی هر چه پهن شود ؛ واللهُ جَعَلَ لَکُم الاَرضَ بِساطاً «خداوند زمین را برای شما بگسترد».قبض نیز به معنای گرفتن چیزی با کف و انگشتان است ؛ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِن أَثَرِ الرَّسُولِ «من کفی از رد پای رسول را گرفتم». ق...

کلمات مرتبط

  • باسط در قران
  • محمد باسط درازهی
  • ماهیچه باسطه
  • خانقاه باسطیه
  • باسطه
  • باسطوس
  • باسطی
  • باسطیوس
  • تپه های شمال شرق باسطیه 074
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات