کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باز-پاشیدن | کلماتور
معانی کلمه : باز پاشیدن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑz pˈɑʃidˌan/
تلفظ :
[b'Az p'ASid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با پاشیدن ماسه پاک کردن
باز پوشیدن
با مه پوشیدن
بازپاشیدن
بازپاشیده
بازپوشیدن
باز
باز ضعیف
باز گنجشک گیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بازپاشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) از هم پراکندن. از هم جدا شدن اجزای چیزی. پریشان و پریش شدن. و رجوع به بازپاشیده شود.
فرهنگ فارسی
از هم پراکندن
کلمات مرتبط
با پاشیدن ماسه پاک کردن
باز پوشیدن
با مه پوشیدن
بازپاشیدن
بازپاشیده
بازپوشیدن
باز
باز ضعیف
باز گنجشک گیر
نظرات