کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازیگری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بازیگری کردن
تلفظ بین المللی :
/bˌɑziɡˈari kˈardan/
تلفظ :
[b,Azig'aRi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بازگیری کردن
بارگیری کردن
بدیگری واگذار کردن
بازاری کردن
بازیگوشی کردن
بازیگری
بازیگری و بازیگران سینمای ایران
بازیگری متد
گروه بازیگری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بازیگری کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عمل بازیگری. به مجاز حیله بازی. شعبده بازی :
پیش دختر نشست روی بروی
تا چه بازیگری کند با شوی.
نظامی ( هفت پیکر ص 330 ).
کلمات مرتبط
بازگیری کردن
بارگیری کردن
بدیگری واگذار کردن
بازاری کردن
بازیگوشی کردن
بازیگری
بازیگری و بازیگران سینمای ایران
بازیگری متد
گروه بازیگری
نظرات