بازیار. (اِخ ) دهی از دهستان لالاباد بارفروش . رجوع به (مازندران و استرآباد ترجمه ٔ وحید مازندرانی ص 159) شود.
بازدار#NAME?
کارگر کشاورزی؛ برزگر؛ زارع.
(تلفظ: bāzyār) (در قدیم) کشاورز ، برزگر ، کارگر کشاورزی ؛ (در قدیم) مربی و نگهدارنده باز ، میر شکار ، بازدار .
۱. برزگر، دهقان، زارع، کشاورز
۲. شکارچی، صیاد، میرشکار
۳. بازجان، بازدار