Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بار خواستن

تلفظ بین المللی : /bˈɑr xˈɑstan/ تلفظ :‌ [b'AR x'Astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • باژ خواستن
  • بکار خواستن
  • باد خاستن
  • بازخواستن
  • باژخواستن
  • باب خراسان
  • باغ خراسان جنوبی
  • حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
  • رساله نجاه العباد و حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بار خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) اجازه ، اذن ، دستوری ، رخصت دخول و ورود طلبیدن. دستوری ِ درآمدن نزد شاه یا امیری کسب کردن : ز چین نزد شاپور شد بار خواست به پیغمبری شاه را یار خواست.فردوسی.زدربان نباید ترا بار خواست بنزد من آی آنگهی کِت هواست.فردوسی.بآواز از آن بارگه بار خواست چو بگشاد در باغبان رفت راست.فردوسی.یعقوب بن لیث رسولی بنزد محمدبن طاهر فرستاد چون رسول یعقوب بیامد و بار خواست ، ح...

فرهنگ معین

(خا تَ ) (مص م . ) اجازة ورود طلبیدن ، اذن دخول خواستن .

کلمات مرتبط

  • باژ خواستن
  • بکار خواستن
  • باد خاستن
  • بازخواستن
  • باژخواستن
  • باب خراسان
  • باغ خراسان جنوبی
  • حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
  • رساله نجاه العباد و حاشیه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات