معانی کلمه : باریک
لغت نامه دهخدا
باریک . (اِخ ) سرداری که بر بغداد استیلا یافت . (حبیب السیر چ خیام ج 3 صص 492-493).
فرهنگ عمید
۱. نازک، کم پهنا، کم قطر.
۲. [مجاز] دقیق.
۳. [مجاز] لاغر.
۲. [مجاز] دقیق.
۳. [مجاز] لاغر.
فرهنگ معین
میان (ص .) کمر باریک .
(ص .) 1 - کم عرض ، کم پهنا. 2 - نازک ، دقیق .
(ص . ) ۱ - کم عرض ، کم پهنا. ۲ - نازک ، دقیق .
میان (ص . ) کمر باریک .
میان (ص . ) کمر باریک .
فرهنگ فارسی
نازک، کم پهنا، کم قطر، دقیق، لاغر، باری
( صفت ) ۱ - کم عرض کم پهنا مقابل پهن .عریض . ۲ - کم قطر کم حجم مقابل ضخیم کلفت . ۳ - لاغر . ۴- نازک دقیق .
سرداری که بر بغداد استیلا یافت
( صفت ) ۱ - کم عرض کم پهنا مقابل پهن .عریض . ۲ - کم قطر کم حجم مقابل ضخیم کلفت . ۳ - لاغر . ۴- نازک دقیق .
سرداری که بر بغداد استیلا یافت
دانشنامه عمومی
باریک (شهر). باریک (به لاتین: Barique) یک منطقهٔ مسکونی در گرنادا است که در Saint Patrick Parish, Grenada واقع شده است. باریک ۲۸۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای گرنادا
فهرست شهرهای گرنادا
wiki: باریک (شهر)
گویش مازنی
از طوایف و تیره های ساکن در کتول
/baarik/ از طوایف و تیره های ساکن در کتول
گویش اصفهانی
تکیه ای: bârik
طاری: borik
طامه ای: bârik
طرقی: borik
کشه ای: bârik
نطنزی: bârik
مترادف و متضاد
کمحجم، کمقطر، نازک ≠ ضخیم، ستبر
۱. کمحجم، کمقطر، نازک ≠ ضخیم، ستبر
۲. تنگ، کمعرض ≠ پهن
۳. لاغر، نزار ≠ چاق
۴. باریکمیان، خمیص
۵. رقیق ≠ پرمایه
۶. دقیق
۷. حساس، وخیم، خطرناک
واژه نامه بختیاریکا
مچیله؛ بِل
