Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بارکین فراخ

تلفظ بین المللی : /bˈɑrakˌin farˈɑx/ تلفظ :‌ [b'ARak,in faR'Ax]
لغت نامه دهخدا
  • بارکین
  • الن بارکین
  • بارکینگ و دگنم
  • باردین جان
  • بارگین
  • بارکن
  • بارسین
  • بارشین
  • بارین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بارکین فراخ. [ ف َ ] ( اِخ ) مؤلف شرح احوال و آثار رودکی در ج 1 ص 101 بنقل از تاریخ بخارای نرشخی آرد: نیستانها و آبگیرهای بزرگ پیوسته به بیکند ( شهری بر جانب جیحون ) بود که آن را «قراکول » و «بحره سامجن » نیز میخواندند. در صورتی که در متن تاریخ بخارا پارگین فراخ است. رجوع به پارگین فراخ و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 101 شود.

کلمات مرتبط

  • بارکین
  • الن بارکین
  • بارکینگ و دگنم
  • باردین جان
  • بارگین
  • بارکن
  • بارسین
  • بارشین
  • بارین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات