Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارور شدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑrvar ʃˈodan/ تلفظ :‌ [b'ARvaR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بازور خارج شدن
  • باور شدن
  • شان بارون
  • بارورشدن
  • شان بارکر
  • بارور
  • بارور بودن
  • بارور ساختن
  • بارور کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بارورشدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آبستن شدن. حامله شدن. بار برداشتن. باردار گشتن. بار گرفتن. حمل برداشتن. رجوع به مجموعه مترادفات ص 3 شود : به پیری بارور شد شهربانوتو گفتی در صدف افتاد لؤلؤ.( ویس و رامین ).روزی زنی را با جمال دید بحرام با او وطی کرد، بارور شد. ( قصص الانبیاء ص 178 ). || میوه دار شدن. بردار شدن. باثمر شدن. مثمر گردیدن : شجره مشاجرت هر دو برادر بلواقح کوافح بارور شد. ( ترجمه تار...

فرهنگ فارسی

آبستن شدن و حامله شدن

مترادف و متضاد

bring forth (فعل)
بارور شدن، ثمر اوردن، طرح کردن

کلمات مرتبط

  • بازور خارج شدن
  • باور شدن
  • شان بارون
  • بارورشدن
  • شان بارکر
  • بارور
  • بارور بودن
  • بارور ساختن
  • بارور کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات