Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باران رسیده

تلفظ بین المللی : /bˈɑrɑn rˈesidˌeː/ تلفظ :‌ [b'ARAn R'esid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • باران
  • باران اداب و مراسم طلب
  • باران اسیدی
  • باران ساز
  • باران سنج
  • باران مصنوعی
  • باران همرفتی
  • باران بوام با توفان
  • باران توام با توفان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باران رسیده. [ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) باران دیده. آنچه باران آنرا تر کرده باشد. متمطِّر. ( منتهی الارب ). باران زده. ( دِمزن ) :
شه چو باران رسیده ریحانی
کرد بر تشنگان گل افشانی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) باران دیده

کلمات مرتبط

  • باران
  • باران اداب و مراسم طلب
  • باران اسیدی
  • باران ساز
  • باران سنج
  • باران مصنوعی
  • باران همرفتی
  • باران بوام با توفان
  • باران توام با توفان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات