Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارانی

تلفظ بین المللی : /bˈɑrɑnˌi/ تلفظ :‌ [b'ARAn,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • بارانی رابرت
  • بارانی یا روپوش
  • بارانی عجم
  • بارانی کرد
  • بارانی معروف ابی رنگ
  • بارانی ها
  • علی بارانی
  • فرسایش قطره بارانی
  • ابر بارانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بارانی . (اِخ ) نام قبیله ای است از ترکان . (برهان ) (ناظم الاطباء) (دِمزن ).

بارانی . (اِخ ) ابوذکریا یحیی بن احمد. (از معجم البلدان ). رجوع به بارابی ... شود.

بارانی . (اِخ ) ابونصر اسماعیل بن حمّاد الجوهری . صاحب کتاب الصحاح در لغت . منسوب به باران قصبه ای نزدیک مرو. (معجم البلدان )....

فرهنگ عمید

۱. مربوط به باران: روز بارانی.
۲. [مجاز] دارای اشک: چشم بارانی.
۳. دارای باران.
۴. (اسم ) لباسی که آب در آن نفوذ نمی کند و هنگام باریدن برف و باران بر تن می کنند.

فرهنگ معین

(ص نسب . اِمر. ) ۱ - مربوط به باران . ۲ - تن پوشی که آب در آن نفوذ نکند.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - جامه ای که آب در آن نفوذ نکند و آنرا جهت حفظ تن از باران پوشند.۲- کلاهی که روز بارانی بر سر نهند.
یکی از محدثان بوده است

دانشنامه عمومی

بارانی پوشاکی است ضد آب و مقاوم در برابر نفوذ آب که در هنگام باراش باران به تن می کنند. اندازه بارانی ها معمولاً تا پایین کمر و رانها و شاید زانو ممتد می باشد. اندازه نوع کوتاه آن با نام ژاکت بارانی یا کت بارانی تا کمرگاه می باشد. ژاکت بارانی یا کت بارانی معمولاً با یک شلوار بارانی نیز پوشیده می شود.wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۰ نفر (۳۷خانوار) بوده است.wiki: استان سیستان ...

مترادف و متضاد

صفت

باران‌زا

باشی، مطری

مربوط به‌باران

آمپرمابل، پالتو

۱. باشی، مطری
۲. بارانزا
۳. آمپرمابل، پالتو
۴. مربوط بهباران

raincoat (اسم)بارانیjuicy (صفت)ابدار، باطراوت، بارانی، شاداب، پر اب، شیره دارwet (صفت)خیس، مرطوب، تر، بارانی، اشکبارdrippy (صفت)کسل کننده، بارانی، هوای گرفتهrainy (صفت)تر، بارانی، پر باران، رگبار گرفتهpluvial (صفت)بارانی، باران زا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بارانی، نام دیگر طایفه قراقوینلو (حک: ۷۷۷ـ۸۷۲، در بخش هایی از ایران و بین النهرین) که در متون قدیم فارسی و ترکی به صورت بارانلو و بارنی و برانی هم آمده است.درباره منشأ و معنای اصلی کلمه بارانی و این که چرا طایفه قراقوینلو این نام را بر خود نهاده اند اطلاع قطعی در دست نیست.← اسم محلقراقوینلوها به قوین (قوچ) بسیار اهمیت می داده و به جای سنگ گور ، مجسمه قوچ را روی گورهای خود می گذاشته اند ...

کلمات مرتبط

  • بارانی رابرت
  • بارانی یا روپوش
  • بارانی عجم
  • بارانی کرد
  • بارانی معروف ابی رنگ
  • بارانی ها
  • علی بارانی
  • فرسایش قطره بارانی
  • ابر بارانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات