Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارانداز

تلفظ بین المللی : /bˈɑrandˌɑz/ تلفظ :‌ [b'ARand,Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • بارانداز البرت
  • بارانداز ساوت همپتون
  • بارانداز شهر
  • بارانداز قدیمی قوش خزائی
  • رئیس محوطه بارانداز راه اهن
  • کارگر بارانداز
  • در بارانداز
  • اندیس بارانداز
  • انعکاس افتاب بر تخته های بارانداز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بارانداز.[ اَ ] ( اِ مرکب ) قسمتی از ساحل و یا بندرگاه و یا منزلی از راه که چارواداران یا کشتی ها و یا دیگر وسایل حمل و نقل مال التجاره و بار خود از ستور فروگیرند. قدسی گوید : از خس و خار درین دشت صدا می آیدکه درین منزل پرخوف مکن بارانداز.( از آنندراج ).رجوع به بارافکن شود.|| فروکش شدن. ( غیاث ). فروکش کردن. || مقام گزیدن. ( غیاث ). رجوع به بارافکن شود....

فرهنگ عمید

۱. جای بار انداختن.
۲. قسمتی از ساحل یا بندرگاه که در آنجا کشتی ها بارهای خود را خالی می کنند، بارافکن.
۳. [قدیمی] جایی که کاروان فرود بیاید.

فرهنگ معین

(اَ ) (اِمر. )۱ - بخشی از ساحل یا بندرگاه ک ه کشتی ها بار خود را آنجا بر زمین گذارند. ۲ - جایی که کاروان فرود می آید.

دانشنامه آزاد فارسی

بارْاَنداز (dock)بارْاَندازمحل عرضۀ خدمات بندری به کشتی های تجاری و نیروی دریایی. معمولاً به شکل اسکلۀ خطی ساده ای است و همۀ انواع کشتی ها، با هر اندازه ای، از آن استفاده می کنند. بارانداز دارای تجهیزات اختصاصی برای حمل ونقل کالاهای حجیم، کالاهای یخ زده، عبورومرور کانتینرها، و تانکرهای نفت است.wikijoo: بارانداز...

فرهنگ فارسی

منطقه‌ای پاک‌سازی‌شده‌ در جنگل که در آن بینه‌ها را برای انتقال به خارج از جنگل در کامیون بارگیری می‌کنند

( اسم ) ۱ - قسمتی از ساحل یا بندرگاه یا منزلی از راه و یا کاروانسرا که در آن چارواداران یا کشتیها یا وسایل دیگر حمل و نقل مال التجاره و بار خود را از ستوران فرو گیرند . ۲ - ( اسم ) اقامت مقام گزیدن.

دانشنامه عمومی

بارانداز به معنی اسکله است یعنی بخشی از ساحل یا بندرگاه که کِشتی ها بار خود را آنجا بر زمین گذارند. ولی در زمان قدیم به جایی که کاروان فرود می آمد، بارانداز می گفتند. یک فن در ورزش کُشتی است.فیلم در باراندازفیلم ایرانی باراندازنمایش در باراندازwiki: مهدی کرم پور محصول سال ۱۳۸۸ است. نویسنده: فرهاد توحیدیمجید مظفریامیر یل ارجمندسپیده اعلاییامیر علی کرامت کشتی گیری است که با کمک مربی اش آقای نیازی تر...

مترادف و متضاد

اسکله، بندر، بندرگاه، لنگرگاه

dock (اسم)لنگر گاه، بارانداز، جای محکوم یا زندانی در محکمهjetty (اسم)بارانداز، اسکله بندرwharf (اسم)بارانداز، اسکله، جتی...

واژه نامه بختیاریکا

بار بند ( بار وَن )
چُل وار
بار ون

فرهنگستان زبان و ادب

{landing} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] منطقه ای پاک سازی شده در جنگل که در آن بینه ها را برای انتقال به خارج از جنگل در کامیون بارگیری می کنند

کلمات مرتبط

  • بارانداز البرت
  • بارانداز ساوت همپتون
  • بارانداز شهر
  • بارانداز قدیمی قوش خزائی
  • رئیس محوطه بارانداز راه اهن
  • کارگر بارانداز
  • در بارانداز
  • اندیس بارانداز
  • انعکاس افتاب بر تخته های بارانداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات