Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارام

تلفظ بین المللی : /bˈɑrˈɑm/ تلفظ :‌ [b'AR'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بارام دل بودن
  • بارامی
  • بارامی دست زدن
  • سانلوکار د بارامدا
  • بارامین شناسی
  • فرودگاه باراماتی
  • ذره باران
  • زیست باران
  • زمان بندی میل بادامک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بارام. ( اِخ ) یکی از شهرهای هند است : بارام داخل هنداست و در آن بلده بتی است بر یک پهلو خفتیده و در بعضی از سنوات بی متحرکی بر پای ایستد و ازو صدائی ظاهر میشود و این معنی علامت ارزانی و رفاهیت باشد و درسالی که این حرکت از آن بت صادر نگردد در آن شهر قحط و غلاء وقوع یابد. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 625 ).

فرهنگ فارسی

یکی از شهر های هند

کلمات مرتبط

  • بارام دل بودن
  • بارامی
  • بارامی دست زدن
  • سانلوکار د بارامدا
  • بارامین شناسی
  • فرودگاه باراماتی
  • ذره باران
  • زیست باران
  • زمان بندی میل بادامک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات