Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارآور

تلفظ بین المللی : /bˈɑrɑvˌar/ تلفظ :‌ [b'ARAv,aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • باراور
  • باراور فراروخ
  • بارآور فراروخ
  • باراوری ایین های
  • باراوری
  • باراوری دورۀ درمان
  • لوس بارآوردن
  • بارآوری
  • باراوری انسان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بارآور. [ وَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پشت آربابا بخش بانه ٔ شهرستان سقز که در 12هزارگزی جنوب بانه و 2هزارگزی کوخه مامو واقعست و35 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).

بارآور....

فرهنگ عمید

۱. هر درختی که میوه بدهد؛ درخت میوه‌دار.
۲. (بانکداری) سرمایه‌ای که سود بدهد؛ پردوکتیف.

مترادف و متضاد

آبستن، باردار، حامله

بارور، ثمردار، مثمر، میوه‌دار، میوه‌دهنده ≠ بی‌بر، سترون، عقیم

۱. بارور، ثمردار، مثمر، میوهدار، میوهدهنده
۲. آبستن، باردار، حامله ≠ بیبر، سترون، عقیم
۳. مفید، سودبخش


کلمات مرتبط

  • باراور
  • باراور فراروخ
  • بارآور فراروخ
  • باراوری ایین های
  • باراوری
  • باراوری دورۀ درمان
  • لوس بارآوردن
  • بارآوری
  • باراوری انسان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات