Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باذغیس

تلفظ بین المللی : /bˈɑzq1is/ تلفظ :‌ [b'Azq1is]
لغت نامه دهخدا
  • بادغیس
  • حنظله بادغیسی
  • حنظله ٔ بادغیسی
  • باغیسیانی
  • بادغیسی
  • باذغس
  • باذغیش
  • دانشگاه بادغیس
  • فهرست والیان بادغیس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باذغیس. ( اِخ ) بادغیس. جائی آبادانست [ بخراسان ] و با نعمت بسیار و او نزدیک سیصد ده است. ( حدود العالم ):
سموم مرگ چون غیشه کند خشک
اگر پیش شمال باذغیسم.
سوزنی ( از سروری ).
رجوع به بادغیس ، بادخیز و قاموس الاعلام ترکی ج 2 و فرهنگ سروری و معجم البلدان شود.

کلمات مرتبط

  • بادغیس
  • حنظله بادغیسی
  • حنظله ٔ بادغیسی
  • باغیسیانی
  • بادغیسی
  • باذغس
  • باذغیش
  • دانشگاه بادغیس
  • فهرست والیان بادغیس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات