باد خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اکتساب هوا کردن. میرخسرو گوید:سحرگه غنچه بنگر بادها خورده ست در پرده بر آن سرخی رو بدْهد گواهی گر نهان دارد.( از آنندراج ).خنک شدن در مجاورت هوا. از هوا متأثر شدن. || بمعرض هوا درآوردن ، چنانکه غله رطوبت یافته یا جامه پشمین و موئینه : پس از آنکه پارچه ها خوب باد خوردند تا کن و به بقچه به پیچ. رجوع به باد و باد دادن شود. || در تداول گناباد خراسان...