Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بادخوره

تلفظ بین المللی : /bˈɑdxorˌeː/ تلفظ :‌ [b'AdxoR,e:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • تپه بادخوره 1
  • تپه بادخوره 2
  • سینۀ بادخور
  • طرف بادخور
  • غلت بادخور
  • بادخواهی
  • بادخورک
  • کِشَند بادخور
  • لنگر بادخور
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بادخوره . [ خوَ / خ ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) بادخور. مرضی است که از آن موی اسب بریزد. رجوع به بادخور شود.

بادخوره . [ خ ُ رَ / رِ ](اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان . در 6هزارگزی جنوب باختر قصبه ٔ اسدآبادو 3هزارگزی جنوب شوسه ٔ اسدآباد بکنگاور، در...

دانشنامه عمومی

بادخوره [گویش همدانی]:پرستو ، چلچله ، پرنده ای با بال های دراز و نوک تیز و دم دو شاخه ، که در فصل سرما به مناطق گرمسیر مهاجرت می کند.(فرهنگ فارسی معین)

مختصات: ۳۴°۴۴′۳۵″ شمالی ۴۸°۰۴′۴۹″ شرقی / ۳۴٫۷۴۳۰۶°شمالی ۴۸٫۰۸۰۲۸°شرقی / 34.74306; 48.08028بادخوره، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسدآباد در استان همدان ایران است.این روستا در دهستان سید جمال الدین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ...

کلمات مرتبط

  • تپه بادخوره 1
  • تپه بادخوره 2
  • سینۀ بادخور
  • طرف بادخور
  • غلت بادخور
  • بادخواهی
  • بادخورک
  • کِشَند بادخور
  • لنگر بادخور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات