کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باتلاقی | کلماتور
معانی کلمه : باتلاقی
تلفظ بین المللی :
/bˈɑtlˈɑq1i/
تلفظ :
[b'Atl'Aq1i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
باتلاقی شور
سرخس باتلاقی
ترتیزک باتلاقی
زمین باتلاقی
قطعه زمین باتلاقی علفزار
کالبای باتلاقی
باستان شناسی باتلاقی
خاک باتلاقی
نهر باتلاقی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
باتلاقی. ( ص نسبی ) منسوب به باتلاق : اراضی باتلاقی.
فرهنگ فارسی
منسوب به باتلاق
دانشنامه عمومی
AmbuchananiaceaeFlatbergiaceaeخزگان تورب
باتلاقی (نام علمی: Sphagnales) نام یک راسته از division خزه است.
wiki:
باتلاقی
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
fenny (صفت)لجن زار، گلی، مردابی، باتلاقیpaludal (صفت)مردابی، باتلاقیswampy (صفت)لجن زار، باتلاقیfounderous (صفت)لجن زار، باتلاقیmarshy (صفت)باتلاقیmossy (صفت)باتلاقی، خزه گرفته، خزه مانند...
کلمات مرتبط
باتلاقی شور
سرخس باتلاقی
ترتیزک باتلاقی
زمین باتلاقی
قطعه زمین باتلاقی علفزار
کالبای باتلاقی
باستان شناسی باتلاقی
خاک باتلاقی
نهر باتلاقی
نظرات