Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باتری

تلفظ بین المللی : /bˈɑtri/ تلفظ :‌ [b'AtRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • باتری حالت جامد
  • باتری پرکن
  • باتری پست برق
  • باتری قلمی
  • باتری اتمی
  • باتری اتومبیل
  • باتری اسیدی
  • باتری ال ار44
  • باتری الومینیم هوا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

باتری. [ ] ( اِخ ) نام ناحیتی از خوار ورامین.

فرهنگ عمید

۱. (برق ) دستگاهی متشکل از چند پیل و دارای صفحه های مثبت و منفی که در محلول اسیدسولفوریک قرار دارد و برای تولید قوۀ برق در اتومبیل و بعضی ماشین های دیگر به کار می رود.
۲. (نظامی ) [منسوخ] واحد شمارش توپ خانه.

فرهنگ معین

[ فر. ] ( اِ. ) = باطری : مجموعه ای است از چند واحد الکتروشیمیایی یا انباره که محل ذخیرة نیروی الکتریسته است .

دانشنامه آزاد فارسی

باتری (battery)اسبابی برای ذخیرۀ انرژی. این وسیله در وقتِ لزوم انرژی را به شکل الکتریسیته آزاد می کند. از یک یا چند سلّولالکتریکی ساخته شده است و الکتریسیته براثر واکنش شیمیایی در سلول ها تولید می شود. دو نوع باتری وجود دارد: پیل ساده که یک بار مصرف است، و باتری های بارشدنی یا انباره که قابل پُر شدن اند. شکل تولیدِ انرژی در پیلِ ساده اصلاً باصرفه نیست، زیرا فقط دو درصد از انرژیی را که در ساخت شان ...

فرهنگ فارسی

منبع ولتاژ جریان مستقیم از یک یا چند واحد تشکیل شده است و انرژی شیمیایی یا گرمایی یا هسته‌ای یا خورشیدی را به انرژی الکتریکی تبدیل می‌کند

( اسم ) باطری یک یا چند پیل یا آکومولاتور یا انباره که محل ذخیر. نیروی الکتریسیته است و معمولا در اتومبیلها و واگنهای راه آهن بکار میرود و در تلگرافخانه ها و زیر دریاییها ( هنگامی که زیر آب هستند ) از آن استفاده مینمایند.

دانشنامه عمومی

باتری یا پیل الکتریکی (ولتاییک) منبعی از انرژی پتانسیل الکتریکی است که در درون آن با انجام واکنش های شیمیایی، انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی تبدیل می شود، این انرژی در قطب های باتری قابل دریافت است. انرژی قابل دریافت در قطب های باتری به ازای یکای بار الکتریکی را نیروی محرکه الکتریکی (Electromotive force یا emf) باتری می گویند و آن را با یکای ولت اندازه گیری می کنند. قطب مثبت باتری را کاتد و قطب م...

مترادف و متضاد

پیل، قوه

آکومولاتور، انباره

۱. پیل، قوه
۲. آکومولاتور، انباره

battery (اسم)
باتری، باطری، ضرب و جرح، اتشبار، صدای طبل، حمله با توپخانه، انباره

فرهنگستان زبان و ادب

{battery} [فیزیک] منبع ولتاژ جریان مستقیم از یک یا چند واحد تشکیل شده است و انرژی شیمیایی یا گرمایی یا هسته ای یا خورشیدی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند

کلمات مرتبط

  • باتری حالت جامد
  • باتری پرکن
  • باتری پست برق
  • باتری قلمی
  • باتری اتمی
  • باتری اتومبیل
  • باتری اسیدی
  • باتری ال ار44
  • باتری الومینیم هوا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات