معانی کلمه : باب شدن
لغت نامه دهخدا
باب شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متداول. معمول. مرسوم. مد شدن. رجوع به باب شود.
فرهنگ معین
(شُ دَ ) (مص ل . ) مد شدن ، معمول شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) رایج شدن رواج یافتن مدشدن .
مترادف و متضاد
تداول یافتن، رایجشدن، رواج یافتن، متداول شدن، مد شدن، معمولشدن ≠ منسوخ شدن، دمده شدن، ازمد افتادن
