بابه . [ ب َ ] (اِخ ) دربندیست بروم . (منتهی الارب ).
بابه . [ ] (اِخ ) از دیه های جهرود. (تاریخ قم ص 139).
بابة. [ ب َ ] (اِخ ) یاقوت آرد: ازهری گوید: البابة، سرحدی است از ثغور روم . (از معجم البلدان ). و رجوع به آنندراج شود.
(هزارگی، افغانستان) پدر.