بابت.[ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) درخور. سزاوار. لایق. ازدر. صالح برای : هذا بابته ؛ ای یصلح له. لایقی و سزاواری و بمعنی لایق و سزاوار نیز آمده و این مصدر جعلی است از بهارعجم و غیره. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( شعوری ) : آن توئی کور و توئی لوچ و توئی کوچ و بلوچ آن توئی گول و توئی دول و توئی بابت لنگ.خطیری.و سخنی در گوش بنده افکنده که از آن سخت بشکوهید بدان سبب که چیزی شنود که نه بابت اوست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب...
فرهنگ عمید
۱. وجه، دلیل، سبب. ۲. موضوع، مطلب، مسئله: از این بابت خیالتان راحت باشد. ۳. (صفت ) [قدیمی] درخور، سزاوار، شایسته.
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . بابة ] ( اِ. ) ۱ - شایسته ، سزاوار، درخور. ۲ - از باب ، در عوض ، درخصوص . ۳ - هم طراز، نظیر.
فرهنگ فارسی
وجه و جهت، باره، درباره و به معنی، غایت و نهایت و شرط و نوع وصنف، درخور، سزاوار، شایسته ( اسم ) ۱ - شایسته سزاوار ازدر در خور : ( سخنی در گوش بنده افکنده که از آن سخت بشکوهید بدان سبب که چیزی شنود که نه بابت اوست . ) ( بیهقی ) ۲ - از باب در خصوص در عوض بحساب : بابت طلب من محسوب دارید. ۳ - همطراز همسر نظیر . یاقون ارد
مترادف و متضاد
سبب، علت
بهحساب، درعوض
جهت، حیث، فقره
از باب، بهخاطر، برای، درخصوص، راجع
۱. از باب، بهخاطر، برای، درخصوص، راجع ۲. بهحساب، درعوض ۳. جهت، حیث، فقره ۴. سبب، علت