Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بابای

تلفظ بین المللی : /bˈɑbˈɑje/ تلفظ :‌ [b'Ab'Aje]
لغت نامه دهخدا
  • بابای کسی درامدن
  • بابای کسی را دراوردن
  • بابای کسی پیش چشمش امدن
  • بابای بی کرز
  • بابای عتیق
  • بابای کلان
  • بابای کوهی
  • بابای امریکایی
  • بابای بچه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بابای. ( اِخ ) ( پدر و مادر من ) و او جد بعضی اشخاص بود که به بابل به اسیری برده شدند و با زرّو بابل برگشتند ( کتاب عزرا 2:11، کتاب نحمیا 7:16 ) و بیست وهشت تن از بنی بابای با عزرا از بابل مراجعت کردند. ( عزرا 8:11 ) و چهار تن از اینان به اورشلیم رفتند تا با زنان بیگانه تزویج کنند ( عزرا 10:28 ). ( از قاموس کتاب مقدس ).

کلمات مرتبط

  • بابای کسی درامدن
  • بابای کسی را دراوردن
  • بابای کسی پیش چشمش امدن
  • بابای بی کرز
  • بابای عتیق
  • بابای کلان
  • بابای کوهی
  • بابای امریکایی
  • بابای بچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات