Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بابا

تلفظ بین المللی : /bˈɑbˈɑ/ تلفظ :‌ [b'Ab'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بابا افضل کاشانی محمد
  • بابا باغی
  • بابا حاجی
  • بابا سودایی
  • بابا فغانی
  • بابا لنگ دراز
  • بابا کوهی
  • بابا گوریو
  • بابا نوئل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بابا. (اِخ ) (کوه ... ) کوهی در مغرب کابل ، سرچشمه ٔ رود هیرمند.

بابا. (اِخ ) قصبه ٔ کوچکی است در ساحل جنوبی نهر کوستم . (قاموس الاعلام ترکی ج 2).

بابا. (اِخ ) نام مولای عباس . || نام مولای عایشه . || نام پدر عبدالرحمن بن بابا یا باباه تابعی . || نام پدر عبداﷲبن بابا یا باب...

فرهنگ عمید

۱. پدر: طفل تا گیرا و تا پویا نبود / مرکبش جز گردن بابا نبود (مولوی: ۷۲ ).
۲. پدربزرگ.
۳. عنوانی برای برخی از عارفان: باباطاهر عریان.
۴. [عامیانه] عنوانی غیر محترمانه برای شخص مجهول یا کسی که نمی خواهند نامش را ببرند، یارو: یک بابایی چرخ ماشین را پنچر کرده.

فرهنگ معین

( اِ. ) ۱ - پدر. ۲ - پدربزرگ . ۳ - عنوانی برای عارفان و حکیمان : باباافضل ، باباطاهر. ۴ - شخص ، کس (عنوانی غیرمحترمانه ).

فرهنگ فارسی

باب، پدر، پدربزرگ، پیرمرد کامل( اسم ) ۱ - پدر باب اب . ۲ - پدر بزرگ . ۳ - آدم ابوالبشر : ( مادر و بابای ما را آن حسود تاج و پیرایه بچالاکی ربود . ) ۴ - امروز به پیر مردان نیز ( بابا ) اطلاق کنند . ۵ - شخص کس : ازین قضیه آن بابا اصلا خبر نداشت من بابایی هستم غریبه. توضیح در تخاطب بهر کسی ( اعم از مرد و زن و کوچک و بزرگ ) ( بابا ) گویند برو بابا خدا پدرت را بیامرزد . ۶ - پدر فرزند را گاه بلفظ ( بابا...

دانشنامه عمومی

بابا (ابهام زدایی). بابا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بابا (ترانه بیانسه)بابا (فیلم ۱۹۸۹)بابا (مریوان)wiki: بخش سرشیو شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است.این روستا در دهستان گلچیدر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۱۳خانوار) بوده است.wiki: بابا (مریوان)...

فرهنگ اسم ها

اسم: بابا (پسر) (کردی)
معنی: با احترام اسم از پدر بردن، پدر بزرگ، تخلص شاعرکرد «حسین کرم الله»، نام شاعرو عارف کرد «بابا طاهر عریان» ( نگارش کردی

مترادف و متضاد

اسم ≠ ام، مادر، مام

اب، پدر، والد ≠ شخص، کس

۱. اب، پدر، والد ≠ ام، مادر، مام
۲. شخص، کس
۳. فلانی، مردک
۴. یارو، طرف، فلانی
۵. بزرگ
۶. پیر، پیرمرد ≠ پیرزن، ننه
۷. پیر، مرشد، مراد
۸. خدمتکار
۹. خدمتگزار

father (اسم)پدر، بابا، والدdad (اسم)پدر، بابا، آقاجان، پاپاbaba (اسم)پدر، باباpal (اسم)هم دست، شریک، یار، رفیق، باباdaddy (اسم)بابا، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بابا واژه فارسی و به معنای پدر است.این واژه که در اصل از زبان کودکان گرفته شده در بسیاری از زبان ها مشترک است و علاوه بر صورت «بابا» بدین صورت ها نیز دیده می شود:با «پ»، مانند papa در انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی.با «ت»، مانند tata و atta (آتا) در ترکی.با «د»، مانند dad و daddy در انگلیسی.معانی باباکلمه «بابا» در عربی و ترکی و بربری و اردو نیز به معنای پدر است.← بابا گفتن کودکدر مآخذ ت...

واژه نامه بختیاریکا

پدر بزرگ

کلمات مرتبط

  • بابا افضل کاشانی محمد
  • بابا باغی
  • بابا حاجی
  • بابا سودایی
  • بابا فغانی
  • بابا لنگ دراز
  • بابا کوهی
  • بابا گوریو
  • بابا نوئل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات