کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ایناس | کلماتور
معانی کلمه : ایناس
تلفظ بین المللی :
/iːnˈɑs/
تلفظ :
[i:n'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
ایناس دغیدی
ایناس الدغیدی
تفسیر ایناس سلطان المؤمنین
اگوستو ایناسیو
ایناسا شیزوئوکا
جوئلسون خوزه ایناسیو
لئو ایناسیو
لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا
استفهام ایناسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ائناس. [ اِءْ ] ( ع مص ) رجوع به ایناس شود.
ایناس. ( ع مص ) دیدن چیزی و دانستن آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). و منه : آنست منه رشداً؛ ای علمته. ( منتهی الارب ). || شنیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). آواز شنیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || انس دادن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ترجمان القرآن جرجا...
فرهنگ عمید
۱. انس دادن.
۲. انس گرفتن.
۳. چیزی را دیدن و احساس کردن.
۴. صدا را شنیدن.
فرهنگ معین
[ ع . ] ۱ - (مص م . ) انس دادن . ۲ - اُنس گرفتن . ۳ - (اِمص . ) دمسازی .
فرهنگ فارسی
۱ - (مصدر ) انس دادن . ۲ - دیدن . ۳ - (مصدر ) خو گرفتن دمساز شدن انس یافتن . ۴- ( اسم ) دمسازی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: inās) (عربی) (در قدیم) انس ، مؤانست ، انس دادن ، خو گرفتن ، انس یافتن ، دمسازی.
اسم:
ایناس (دختر) (عربی) (تلفظ: inās) (فارسی: ايناس) (انگلیسی: inas)
معنی:
خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی، ( در قدیم ) انس، مؤانست، انس دادن، دوستی و محبت، همچنین دیدن یا شنیدن آواز
کلمات مرتبط
ایناس دغیدی
ایناس الدغیدی
تفسیر ایناس سلطان المؤمنین
اگوستو ایناسیو
ایناسا شیزوئوکا
جوئلسون خوزه ایناسیو
لئو ایناسیو
لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا
استفهام ایناسی
نظرات