معانی کلمه : ایقاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آتش افروختن، روشن کردن آتش.
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م .) فرستادن ، روانه کردن .
[ ع . ] (مص م .) برافروختن ، آتش افروختن .
[ ع . ] (مص م . ) برافروختن ، آتش افروختن .
[ ع . ] (مص م . ) فرستادن ، روانه کردن .
[ ع . ] (مص م . ) فرستادن ، روانه کردن .
فرهنگ فارسی
(مصدر ) بر افروختن روشن کردن آتش افروختن .
