ایش . [ اَ ] (ع اِ) مخفف ای شی ٔ؛ به معنی چه چیز است . و ایش حالکم ؛ چگونه است حال شما. (ناظم الاطباء). ایش شأاﷲ؛ هرچه و هرچیز خدا خواهد : قول بنده ایش شأاﷲ کان بهر آن نبود که منبل شو روان . مولوی .چون بگویند ایش شأاﷲ کان حکم حکم اوست مطلق جاودان . مولوی .چونکه خواه نفس آمد مستعان تسخر آمد ایش شأ...
فرهنگ عمید
( آیش ) ۱. (کشاورزی ) زمین کشاورزی که یک سال در آن زراعت نکرده باشند و از حیث قوه و استعداد برای کشت و زرع و بار آوردن محصول آماده باشد. ۲. (اسم مصدر ) (کشاورزی ) بارور شدن و میوه دادن درختانی که یک سال درمیان میوه می دهند، از قبیل سیب و آلو. ۳. (کشاورزی ) درختی که پس از یک سال میوۀ فراوان بدهد. ۴. آمدن. ۵. آمدن به وقت و هنگام.
فرهنگ معین
( آیش ) (یِ ) ۱ - (اِمص . ) اسم مصدر از آمدن . ۲ - ( اِ. )زمان بین بار دادن درختانی که یکسال در میان بار می دهند. ۳ - در کشاورزی به زمین آماده برای کشت می گویند.
دانشنامه آزاد فارسی
آیش. آیِش (fallow)شخم زدن، و پس از آن، ناکِشته گذاشتن زمین کشاوزری به مدت یک فصل، به منظور جبران حاصل خیزی ازدست رفتۀ خاک. در اروپا، آیش گذاری زمین براساس نظام سه مزرعه ای قرون وسطا صورت می گیرد. در برخی از تناوب۱ های زراعی۲ مدرن و نیز در کشورهایی که برای حفظ حاصل خیزی خاک به کود شیمیایی۳ دسترسی ندارند، از آیش گذاری استفاده می شود.wikijoo: آیش...
فرهنگ فارسی
( آیش ) ۱ - ( اسم ) زمین را شخم کردن و نا کشته گذاشتن استراحت دادن زمین تا دوباره نیروی باروری خود را باز یابد . ۲ - ( اسم ) زمینی که یک سال نکارند تا قوت گیرد زمین نوبتی . یا دو آیش . آیش کردن زمین یک سال در میان . یا سه یا سه آیش . ۱ - آیش کردن زمین دو سال در میان . ۲- تقسیم کردن زمینهای ده بسه قسمت و هر سال یکی ازین سه قسمت را نا کشته گذاشتن .( اسم ) ادرار پیشاب جیش .جاسوس...
دانشنامه عمومی
آیش. آیش رودی است به رگنیتس می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد.wiki: آیش ایش (راینلاند فالتس). ایش (به آلمانی: Eich) یک شهر در آلمان است که در آلزی-ورمز واقع شده است. ایش ۳٬۲۶۱ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای آلمانwiki: ایش (راینلاند فالتس)...
گویش مازنی
۱ادرار ۲از واژگان کاربردی نزد کودکان
( آیش ) /aayesh/ کشتزار شالی - زمین را شخم کردن و ناکشته گذاشتن استراحت دادن زمین تا دوباره نیرویی باروری خود را باز یابد ۳زمین نوبتی /ish/ ادرار - از واژگان کاربردی نزد کودکان
مترادف و متضاد
fallow(اسم)
ایش، زمین شخم شده و نکاشته، ایش کردن، شخم کردن
واژه نامه بختیاریکا
( آیش ) کال و بهش؛ بُهر
فرهنگستان زبان و ادب
آیش {fallow} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] زمینی زراعی که در یک دوره بدون کاشت گذاشته می شود