معانی کلمه : ایدون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اکنون، این زمان، این دم.
۲. این چنین: بدو گفت نستیهن ایدون کنم / که از خون زمین را چو جیحون کنم (فردوسی: ۴/۵۶ ).
۳. اینجا.
۲. این چنین: بدو گفت نستیهن ایدون کنم / که از خون زمین را چو جیحون کنم (فردوسی: ۴/۵۶ ).
۳. اینجا.
فرهنگ معین
( اِ ) [ په . ] (ق . ) ۱ - این چنین ، این گونه . ۲ - اکنون ، الحال .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اکنون، این زمان، این دم، اینچنین، اینجا
۱ - چنین این چنین اینگونه. ۲ - اکنون الحال .
۱ - چنین این چنین اینگونه. ۲ - اکنون الحال .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: ایدون (پسر) (فارسی) (تلفظ: eydun) (فارسی: ایدون) (انگلیسی: eydun)
معنی: این گونه، همچنین
معنی: این گونه، همچنین
