Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایام

تلفظ بین المللی : /aːjjjˈɑm/ تلفظ :‌ [a:jjj'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ایام الله
  • ایام تشریق
  • ایام معدودات
  • ایام و اللیالی و الشهور
  • ایام خوب گذشته
  • ایام خوش
  • ایام عید تولد عیسی
  • ایام متبرکه
  • ایام کار اداری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ایام . [ اُ ] (ع اِ) بیماریی مر شتران را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || دود. (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

ایام . (ع مص ) دود کردن زنبورخانه را تا عسل چینند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دود کردن زنبورخانه را تا انگبین چینند. (ناظم الاطباء). اَوَم . (منتهی الارب ). || (اِ) دود. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) || ج ِ اُیُم . || بیماریی است شتران ر...

فرهنگ عمید

= یوم
⟨ ایام تشریق: ‹ایام‌التشریق› (فقه) روزهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذی‌الحجه (سه روز بعد از عید قربان) که در قدیم عرب‌ها گوشت‌های قربانی را در مکه در آفتاب خشک می‌کردند.
⟨ ایام باحور: [قدیمی] هفت روز از تابستان از نوزدهم تا بیست‌وششم تیرماه که هوا به‌غایت گرم می‌شود.
⟨ ایام متبرکه:
۱. روزهای عبادت.
۲. عیدهای مذهبی.

= یوم* ایام تشریق: ‹ایام التشری...

فرهنگ معین

(اَ یّ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ یوم . ۱ - روزها. ۲ - روزگارها، دوران .

فرهنگ فارسی

روزها، جمع یوم
( اسم ) جمع یوم . ۱ - روزها. ۲ - روزگارها ادوار عهود اوقات . ۳ - روزگار دهر
جمع یوم . یا فارسیان بمعنی مطلق وقت و هنگام نیز آرند .

دانشنامه عمومی

آیام. آیام روستایی در استان ریفت والی، کنیا می باشد.wiki: آیام ای ام (آلبوم آرکتیک مانکیز). «ای ام» پنجمین آلبوم استودیویی از گروه ایندی راک بریتانیایی آرکتیک مانکیز است. ترانه می خوام بدونم؟ معروفترین کار این آلبوم است.این آلبوم در چارت های اسکاتلند، ایرلند، استرالیا، هلند، دانمارک، فلاندرز، نیوزلند، پرتغال، در رتبه اول و در چارت های ایتالیا، والونیا، فرانسه، نروژ، اسپانیا، آمریکا، لهستان، فنل...

مترادف و متضاد

روزها ≠ لیالی

ادوار، دوران، دهر، روزگار، زمانه، عهد

۱. روزها
۲. ادوار، دوران، دهر، روزگار، زمانه، عهد ≠ لیالی

time (اسم)
عصر، عهد، فرصت، ساعت، روزگار، زمان، مرتبه، مدت، هنگام، وقت، موقع، گاه، زمانه، حین، ایام

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَیَّامٍ: روزهامعنی نَّحِسَاتٍ: دائماً شومها - دائماً نحسها - دائماً غبار آلودها (جمع نحِس (صفت مشبهه از نحس )که ضد سعد است . و ایام نحسات یعنی ایام شوم . بعضی هم گفتهاند : ایام نحسات به معنای روزهای غباری و خاکآلود است ، به طوری که مردم یکدیگر را نبینند )معنی نَّهَارَ: روز(کلمه نهار علاوه بر معنای روز دلالت بر گسترش نور نیز دارد ، و شاید به همین جهت بوده که تنها این کلمه در مقا...

فرهنگ فارسی ساره

روزها


کلمات مرتبط

  • ایام الله
  • ایام تشریق
  • ایام معدودات
  • ایام و اللیالی و الشهور
  • ایام خوب گذشته
  • ایام خوش
  • ایام عید تولد عیسی
  • ایام متبرکه
  • ایام کار اداری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات