Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اکی

تلفظ بین المللی : /ˈaːki/ تلفظ :‌ ['a:ki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • اکی هیتو
  • آکی فر
  • اکی اریمیزو
  • اکی اشمیت
  • اکی الئونگ
  • اکی الور
  • اکی باس توز
  • اکی بنایی
  • اکی راهونن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

اکی . [ اَک ْی ْ ] (ع مص ) وثیقه گرفتن از وامدار به گواهان . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

اکی . [ اَ / -ََکی ] (پسوند) گاه کاف ماقبل مفتوح جزو کلمه است و یای نسبت بدان اضافه شود، چون : نمکی ، سینکی . و گاه کاف ماقبل مفتوح و یاء مجموعاً برای نسبت آید، چنانکه در تداول عامه گویند: پیشکی (استلاف ؛ بهاپیشکی گرفتن ). مفتکی (بمفت ). زیرزیرکی (پنهانی ، در خفا...

فرهنگ فارسی

وثیقه گرفتن از وامدار به گواهان

دانشنامه عمومی

به فتح الف، مدفوع انسان را گویند

آکی. سیب آکی (نام علمی: Blighia sapida) نام یک گونه از تیره ناترکیان است.
wiki: آکی

گویش مازنی

آکی

زشت،بد،از اصوات جهت ترساندن کودکان و منع آن ها از انجام ...

/okey/ آکی & زشت، بد، از اصوات جهت ترساندن کودکان و منع آن ها از انجام کاری

کلمات مرتبط

  • اکی هیتو
  • آکی فر
  • اکی اریمیزو
  • اکی اشمیت
  • اکی الئونگ
  • اکی الور
  • اکی باس توز
  • اکی بنایی
  • اکی راهونن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات