معانی کلمه : اکپ
لغت نامه دهخدا
( آکپ ) آکپ. [ ک ُ ] ( اِ ) آکُب. لُپ. لنبوس. یک جانب دهان از درونسو :
کند از خست ، او همی پنهان
همچو میمون نخود در آکپ خویش.
کند از خست ، او همی پنهان
همچو میمون نخود در آکپ خویش.
فرهنگ عمید
( آکپ ) ۱. لپ.
۲. گرداگرد درون دهان.
۲. گرداگرد درون دهان.
فرهنگ معین
( آکپ ) (کُ ) ( اِ. ) گرداگرد درون دهان ، لپ .
فرهنگ فارسی
( آکپ ) ( اسم ) گرداگرد درون دهان لپ لنبوس .
یکجانب دهان
آکب: درون دهان، لپ، گرداگرددرون دهان، کب، کپ
یکجانب دهان
آکب: درون دهان، لپ، گرداگرددرون دهان، کب، کپ
