Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اکو

تلفظ بین المللی : /ˈekoː/ تلفظ :‌ ['eko:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم ها
  • آکو
  • اکو اومبرتو
  • اکو دو پرس
  • اکو میشل
  • اکو الاباما
  • اکو ایرلاینز
  • اکو اینوگو
  • اکو حسین پور
  • اکو رنجر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

اکو. [ اُ ک ُ ] (ترکی ، اِ) بوم . (شرفنامه ٔ منیری ).

( آکو ) آکو. ( اِ ) بوم. جغد.
اکو. [ اُ ک ُ ] ( ترکی ، اِ ) بوم. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ عمید

( آکو ) جغد، بوم.

فرهنگ معین

(اِ کُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - بازگشت صوت پس از برخورد با مانع به طوری که با صوت ارسالی مخلوط نشود و صدای آن از صدای اول جدا شنیده شود، پژواک (فره ). 2 - دستگاهی برای پخش صدا که با تکرار منظم صدا آن را خوش طنین تر می کند.

( آکو ) ( اِ. ) = اگو: بوم ، جغد.(اِ کُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - بازگشت صوت پس از برخورد با مانع به طوری که با صوت ارسالی مخلوط نشود و صدای آن از صدای اول جدا شنیده شود، پژواک (فره ...

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:سازمان همکاری اقتصادیwikijoo: اکو اکو (اساطیر). اِکُو (اساطیر)(Echo)(به یونانی: اخو) در اساطیر یونان، از پریان کوهستان و تجسم صدای مرموز. برطبق روایت اووید در مسخ، پس از آن که پرچانگی او سبب شد هِرا نتواند زئوس را حین رابطه با پریان دیگر ببیند، آن الهه اکو را از سخن گفتن، به استثنای گفتن آخرین کلمات شخصی دیگر، محروم کرد. بعد از آن که نارسیسوس (نرگس) او را از خود راند، رفته رفته تحلیل ...

فرهنگ فارسی

( آکو ) ( اسم ) بوم جغد آگو .
جغد
بوم

دانشنامه عمومی

اکو می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:اومبِرتو اِکو نویسنده، زبان شناس و نشانه شناس معروف ایتالیائیسازمان اکو و زیرمجموعه های آن:مؤسسه فرهنگی اکومؤسسه آموزش عالی بیمه اکواکونیوزاکو دهستانی در استان نابارای اسپانیا است.پژواک بازگشت صدا از اجسام را گویند.wiki: هنرپیشهٔ اهل ژاپن است که برای بازی در فیلم زنی با موی قرمز، جایزهٔ بهترین بازیگر نقش مکمل زن ۱مین جشنواره فیلم یوکوهاما را از آن ...

گویش مازنی

سکسکه

/akkoo/ سکسکه

فرهنگ اسم ها

اسم: آکو (پسر) (کردی) (تلفظ: ako) (فارسی: آکو) (انگلیسی: ako)
معنی: قله بلند، قله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت و مقتدر

اسم: اکو (پسر) (فارسی) (تلفظ: eko) (فارسی: اکو) (انگلیسی: eko)
معنی: انعکاس، بوم

کلمات مرتبط

  • آکو
  • اکو اومبرتو
  • اکو دو پرس
  • اکو میشل
  • اکو الاباما
  • اکو ایرلاینز
  • اکو اینوگو
  • اکو حسین پور
  • اکو رنجر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات