معانی کلمه : اکره
لغت نامه دهخدا
اکره . [ اَ رَه ْ ] (ع ن تف ) مکروه تر. کاره تر.
- امثال :
اکره من العلقم .
اکره من خصلتی الضبع . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
زشت تر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جمع اکار به معنی زارع، کشاورز
۱- جمع اکار(اکاره ) برزگران کشاورزان. ۲ - سهم زارع از محصول . ۳ - دسترنج یا اجره المثلی که مالک هر گاه بخواهد اجاز. زمینی را فسخ کند بابت حق کشت و کار بمستائ جر میدهد . یا عمله و اکراه . کارگران و برزیگران .
اگره از بلاد هند است و دار العیش لقب آنست .
۱- جمع اکار(اکاره ) برزگران کشاورزان. ۲ - سهم زارع از محصول . ۳ - دسترنج یا اجره المثلی که مالک هر گاه بخواهد اجاز. زمینی را فسخ کند بابت حق کشت و کار بمستائ جر میدهد . یا عمله و اکراه . کارگران و برزیگران .
اگره از بلاد هند است و دار العیش لقب آنست .
