اکر. [ اَ ک َ ] (ع اِ) ج ِ کُرَة. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به کرة شود.
اکر. [ اَ] (ع مص ) کندن اکره را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کندن گودالی که در آن آب جمع شود. (از ناظم الاطباء).
کُره#NAME?
کشاورز بی زمین که روی زمین دیگران کار کند
۱مرتعی کوهستانی در دو هزار تنکابن ۲آثار قلعه ای قدیمی در ...
۱شیرین عقل ۲لوس و ننر ۳کسی که برای خود شیرینی خود را بی عقل ...
۱مرتعی در حومه ی شهرستان تنکابن ۲آثار قلعه ای قدیمی در حوالی ...