اکال . [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُکل و اُکُل . (ناظم الاطباء). رجوع به اکل شود. || (اِ مص ) خارش . (ناظم الاطباء). خارش . گویند: وجدت فی جسدی اُکالاً. (از مهذب الاسماء).
اکال . [ اُ ] (ع مص ) خوردن بعضی مر بعضی را. (ناظم الاطباء). || اَکْلَة. (از اقرب الموارد). و رجوع به اکله و اَکال . شود. || اَکال . (از اقرب الموارد). و رجوع به سه معنی اخیر اَکال شود....
فرهنگ عمید
پرخور، بسیارخورنده، بسیارخوار.
فرهنگ معین
(اَ کّ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - پرخور، بسیار - خور. ۲ - کنایه از: هوی و هوس .
فرهنگ فارسی
( آکال ) مهتران قمپرخور، بسیارخورنده، بسیارخوار، جمع اکل به معنی طعمه، رزق، روزی (صفت ) پرخور بسیار خور. یا اکال غلیظ . ۱ - پر خورستبر بسیار خوار درشت هیکل . ۲ - خواهشهای نفسانی خیالات باطن : (هین گریز از جوق اکال غلیظ سوی آنکه گفت : ماایمت حفیظ . ) (مثنوی ) جمع اکل . یا خارش
دانشنامه عمومی
اکال گیاهی است از تیره ریشه داران رده قارچ ها که در تداول عامه به قارچ های خوراکی و قارچ های چتری و کلاهکداری اطلاق می شود، که پس از بارش باران می روید..اکال در عربی فطر می گویند..مردمان جنوب ایران به ویژه در کوخرد هرمزگان اکال را جمع می کنند و پس از شستن و تمیز کردن می پزند و با برنج یا نان می خورند یا آن را کباب می کنند. اکال (کارچ) خوراکی خوشمزه و مقوی است. در فصل زمستان و بهار و پس از بارش بار...