Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اژدها دوش

تلفظ بین المللی : /eʒdˈehɑ dˈuːʃ/ تلفظ :‌ [eZd'ehA d'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دوش اژدها
  • قلعه اژدها داشی
  • اژدهادوش
  • داش ادا
  • ادعا داشتن
  • اژدهاوش
  • اژدها
  • اِژدِها
  • اژدها وارد می شود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اژدهادوش. [ اَ دَ ها ] ( اِخ ) لقبی که ضحاک را داده اند بدان جهت که از دوش او دو مار رسته بود :
بدید او [ کاوه ] چو بدعهد ضحاک را
چنان اژدهادوش ناپاک را.
فردوسی.
نخواهیم بر گاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را.
فردوسی.
رجوع به اژدها و دوش اژدها شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه اژدها بر کتف خود دارد . ۲ - لقبی است برای ضحاک .

کلمات مرتبط

  • دوش اژدها
  • قلعه اژدها داشی
  • اژدهادوش
  • داش ادا
  • ادعا داشتن
  • اژدهاوش
  • اژدها
  • اِژدِها
  • اژدها وارد می شود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات