اژدرها. [ اَ دَ ] ( اِ ) مار بزرگ. ( برهان ). مار بزرگ جثه. ( غیاث اللغات ). ماری عظیم بزرگ و دهان فراخ باز گشاده ، و عرب ثعبان گویند. مؤلف برهان و غیاث اللغات گویند: این کلمه جمع اژدر نیست بلکه اژدرها لفظ مفرد است. اژدها. ( لغت فرس ) ( جهانگیری ). تنّین. ( زمخشری ) : یکی صمصام دشمن کش عدوخواری چو اژدرهاکه هرگز سیر نبود وی ز مغز و از دل اعدا.دقیقی ( از اوبهی ).یکی اژدرها که چندِ کوهی بود. ( تاریخ...
فرهنگ عمید
مار بسیاربزرگ: ◻︎ چه کس بیاجل نخواهد مُرد / تو مرو در دهان اژدرها (سعدی: ۱۲۲). Δ اژدرها مفرد است.
مار بسیاربزرگ: چه کس بی اجل نخواهد مُرد / تو مرو در دهان اژدرها (سعدی: ۱۲۲ ). &delta، اژدرها مفرد است.
فرهنگ فارسی
اژدها، اژدر: ماربسیاربزرگ ( اسم ) مار بزرگ ماری عظیم با دهان فراخ که در عربی ثعبان گویند اژدها توضیح این کلمه مفرد است و جمع اژدر نیست .