( آچار ) آچار. ( اِ ) پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن. ترشی. چاشنی : این مرد... آچارها و کامه ها نیکو ساختی... امیر وی را بنواخت و گفت از گوسفندان خاص پدرم وی بسیار داشت... یله کردم بدو. ( تاریخ بیهقی ).آچار خدای است مزه وْ بوی خوش و رنگ با سیب و ترنج آمد و جوز و بهی و نار.ناصرخسرو.آچار سخن چیست معانی و عبارت نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار.ناصرخسرو.نمی بینی کز آن آچار اگر خاکی تهی...
فرهنگ عمید
( آچار ) ۱. ترشی. ۲. هر چیز خوردنی که آن را در آب لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد: آجیل آچار. ۳. چاشنی: آچار سخن چیست معانی و عبارت / نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار (ناصرخسرو: ۳۷۷ ). ابزار فلزی برای بازوبسته کردن پیچ و مهره.
فرهنگ معین
( آچار ) ( اِ. ) ۱ - تُرشی ، چاشنی . ۲ - زمین پست و بلند و سراشیب . ۳ - درهم آمیخته . [ تر. ] ( اِ. ) آلتی فلزی که به وسیلة آن مهره های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع ، شلاقی ، آلن و غیره .
فرهنگ فارسی
( آچار ) ( اسم ) ۱- کلید هر قفل . ۲ - آلتی فلزی که بوسیل. آن مهره های آهنین را باز کنند . ۳ - قلم حکاکی درفش یا سنبک حکاکی . یا آچار پیچ گوشتی . آلتی فلزی که بوسیل. آن پیچ را باز کنند. پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن کلید
دانشنامه عمومی
به نوع چاشنی گفته می شود که در استان سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار می گیرد
آچار. آچار وسیله ای برای باز و بسته کردن پیچها است.دستهٔ دراز این ابزار اهرمی برای زیاد شدن گشتاور است.آچار در شکل های مختلفی عرضه می شود که مهم ترین آنها عبارت اند از: آچار دوطرفه، آچار رینگ، آچار فرانسه، آچار شلاقی، آچار آلن، آچار بکس، آچار بادی، آچار چاکنیت دار، آچارستاره ای، آچارکلاغی و….آچار وام واژه ای ا...
گویش مازنی
۱کلید ۲آچار
/ochaar/ کلید - آچار
مترادف و متضاد
complex (اسم)مجموع، مجموعه، هم تافت، عقده، گروهه، اچارwrench (اسم)تند، اچار، چرخش، اچار فرانسه، عمل تند و وحشیانه، نقشه فریبندهspanner (اسم)اچار، مهره پیچ، مهرهگشا، بندقیقاجی، گلنگدن، وجب کننده...