اونگان . [ اُ ] (اِ) باصطلاح دواسازی هر ماده ٔ دسم و سفت و غلیظی که بروی جزء معلول تمریخ کنند مانند اونگان خاکستری . (ناظم الاطباء).
( آونگان ) آونگان. [ وَ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام ، آونگ. دروا. معلق. آویخته. و فصیح آن آویزان باشد. بیت ذیل را در فرهنگها برای کلمه مثال می آورند : رفته با بازوش از تندی مرکب آستین گشته آونگانش از پهلوی استر پوستین.جلال الد...
فرهنگ معین
( آونگان ) (وَ ) (ص فا. ) آویخته ، معلق ، آونگ .
فرهنگ فارسی
( آونگان ) ( صفت ) آویخته معلق آونگ .باصطلاح دوا سازی هر ماده دسم و سفت و غلیطی که بر روی جزئ معلول تمریخ کنند مانند اونگان خاکستری .
دانشنامه عمومی
آونگان. آونگان یکی از کارخانه های مستقر در اراک است که در زمینه تولید زیرساخت ها و تجهیزات در حوزه های برق قدرت، مخابرات و صنایع نفت و گاز همچنین در زمینه تولید اسکوترها و موتورسیکلت های برقی فعالیت می کند که در سال ۱۳۵۳ افتتاح شده است. تولید اصلی این شرکت، دکل انتقال نیرو و دکل مخابراتی است.صنعت انرژیصنعت مخابراتشرکت آونگان بزرگترین سازنده دکل های انتقال نیرو در خاورمیانه است که بعد از واگذاری ...
مترادف و متضاد
fly(اسم)
پرواز، اونگان، پرش، مگس، حشره پردار
bob(اسم)
فریب، مسخره، ضربت، شاقول، سرزنش یا طعنه، شوخی، حقه، وزنه قپان، منگوله، حرکت تند و سریع، سرود یا تصنیف، یک شیلینگ، اونگان