Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوند

تلفظ بین المللی : /ˈuːnd/ تلفظ :‌ ['u:nd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • آوند
  • اوند مارتنو
  • اوند چوبی
  • اوند غذادهی
  • اوند و روند
  • آوند غذادهی
  • آوند چوبی
  • ستن اوند
  • ستون اوند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اوند. [ اَ وِ ] (اِ) فریب و خدعه و مکر. (ناظم الاطباء). خدعه و فریب . (برهان ) (آنندراج ).

اوند. [ اَ وَ ] (اِ) ظرف و آوند. (ناظم الاطباء). ظرف و اناء. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به آوند شود.

( آوند ) آوند. [ وَ ] ( اِ ) ( از: آو، آب + وند، خنور ) اناء. ظرف. خنور. وعاء. باردان. || کوزه آب. ظرف شراب. کوزه شراب. خنور ...

فرهنگ عمید

( آوند ) ۱. ظرف.
۲. کوزه، کوزۀ آب.
۳. ظرف شراب.
۴. (زیست شناسی ) لوله هایی در گیاهان که آب یا شیره را از ریشه به برگ ها انتقال می دهند.
= آونگ

فرهنگ معین

( آوند ) (وَ ) [ په . ] ( اِ. ) ۱ - ظرف . ۲ - کوزة آب یا شراب . ۳ - لوله هایی که شیرة خام را از ریشه به برگ ها می رساند.
( ~. ) ( اِ. ) دلیل ، برهان .

فرهنگ فارسی

( آوند ) ( اسم ) حجت دلیل برهان : گر آوند خواهی بتیغم نگر ( فردوسی ) .
آب وند، ظرف، کوزه، کوزه آب، ظرف شراب، لوله هائی که شیره گیاه در آنهاروان است، آونگ، هرچیز آویخته، آویزان
فریب و خدعه و مکر

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۱°۴۷′۵۶″شمالی ۵۰°۱۰′۲۴″شرقی / ۳۱٫۷۹۹°شمالی ۵۰٫۱۷۳۲۸°شرقی / 31.799; 50.17328اَوِند، روستایی از توابع بخش دهدز شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان دنباله رود شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۸۷ نفر (۱۹ خانوار) بوده است.wiki: نوول آکیتن ، آکیتن فرانسه و در مجاورت اقیانوس اطلس قرار دارد . اوندرس یک منطقه گردشگری است و در پلاژ سا...

فرهنگ اسم ها

اسم: آوند (پسر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: āvand) (فارسی: آوند) (انگلیسی: avand)
معنی: حجت، دلیل، برهان، آونگ، ( در قدیم ) ظرف، ( در گیاهی ) لوله ی باریک ساقه گیاهان

مترادف و متضاد

vessel (اسم)
ظرف، کشتی، رگ، بشقاب، اوند، هر نوع مجرا یا لوله

vena (اسم)
رگ، اوند

فرهنگستان زبان و ادب

آوند
{boom, flying boom, refuelling boom} [علوم نظامی] افزاره ای چرخشی و محکم به شکل لولۀ تلسکوپ در هواپیمای سوخت رسان که توسط واپایشگرهای آئرودینامیکی هدایت می شود تا نوک آن به مخزن سوخت هواگرد سوخت گیر متصل شود

کلمات مرتبط

  • آوند
  • اوند مارتنو
  • اوند چوبی
  • اوند غذادهی
  • اوند و روند
  • آوند غذادهی
  • آوند چوبی
  • ستن اوند
  • ستون اوند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات