اون . [ اَ وَ ] (ع اِ) هنگام . (منتهی الارب ). ج ، آونة. (منتهی الارب ).
اون . (ع اِ) ج ِ اِوان . صفه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ایوان ....
فرهنگ عمید
( آون ) = آونگ
فرهنگ معین
( آون ) (وَ ) ( اِ. ) آونگ .
فرهنگ فارسی
( آون ) ( اسم ) ۱ - رشتهای که خوشه های انگور و دیگر میوه ها را بدان بندند و از سقف آویزند تا فاسد نشود . ۲ - هر چیز آویخته معلق . ۳ - جسم وزینی که حول محوری ثابت حرکت کند مانند پاندول ساعت . یا آونگ الکتریکی ( برقی ) آلتی است مشکل از گلولهای سبک وزن ( مغزنی آقطی ) که بنخی ابریشمین آویخته است پاندول الکتریکآواز
دانشنامه عمومی
اون (آلمان). اون (به آلمانی: Auen) یک شهر در آلمان است که در Bad Kreuznach واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: بادن-وورتمبرگ در کشور آلمان واقع شده است.آلمانفهرست شهرهای آلمانwiki: اون (تک)...
گویش مازنی
/oon/ آن
فرهنگ اسم ها
اسم: آون (دختر) (فارسی) معنی: آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته