Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اولوش

تلفظ بین المللی : /ˈuːluːʃ/ تلفظ :‌ ['u:lu:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اولشتین
  • اولنشلگر ادام گوتلوب
  • اولو العزم پیامبران
  • اولوالامر
  • اولوتورک خلیل رضا اوغلو خلیلوف
  • اولوغ زاده ساتم
  • اولوفایالو بارتولومیو
  • اولوموتس
  • اولومپوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اولوش. [ ] ( اِ ) نصیب و بخش و حصه و قسمت. ( آنندراج از فرهنگ وصاف ).

فرهنگ فارسی

نصیب و بخش و حصه و قسمت

کلمات مرتبط

  • اولشتین
  • اولنشلگر ادام گوتلوب
  • اولو العزم پیامبران
  • اولوالامر
  • اولوتورک خلیل رضا اوغلو خلیلوف
  • اولوغ زاده ساتم
  • اولوفایالو بارتولومیو
  • اولوموتس
  • اولومپوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات