اوفی. [ اَ فا ] ( ع ن تف ) وافی تر: حظی اوفی و ذوقی اوفر از زندگانی برداشته. ( ترجمه محاسن اصفهان ). حق کسی را بتمام گزارنده تر. || باوفاتر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اَ یا اُ ) [ ع . ] (ص تف . ) باوفاتر، وفادارتر.
فرهنگ فارسی
(صفت ) پیماندارتر باوفاتر وفادارتر.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أُوفِی: وفا می کنم-کامل می دهمریشه کلمه: وفی (۶۶ بار)وَفاء و ایفاء به معنی تمام کردن است «وَفی بِعَهْدِهِ وَ أَوْفی بِعَهْدِهِ» یعنی پیمانش را به انجام برد و به آن عمل کرد. «اَوْففَیْتُ الْکَیْلَ وَ الْوَزْنَ» پیمانه و توزین را تمام وکامل کردم. وفاء به عهد و ایفاء به عهد آن است که آن را بدون کم وکاست مطابق وعده انجام دهی. وُفیّ: (به ضم واو و کسر فاء) تمام بودن و زیاد شدن. وَفیّ ...